هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد فراق و بی‌وفایی معشوق شکایت می‌کند و بیان می‌کند که تنها درمان دردش وصل به معشوق است، اما معشوق به جای مهرورزی، با جفا و بی‌مهری رفتار می‌کند. شاعر از بی‌حرمتی و بی‌وفایی معشوق گلایه کرده و از او می‌خواهد که به حالش رحم کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و شکایت ممکن است برای سنین پایین‌تر سنگین باشد.

شماره ۲۵۸ - به دردم غیر وصل تو دوا نیست

به دردم غیر وصل تو دوا نیست
چرا با ما تو را جز ماجرا نیست ۱

ترا گر مهر ما نبود مرا هست
تو را صبر ار بود از من مرا نیست ۲

وفا گر نیست جانا در دل تو
ولی چندین جفا بر ما روا نیست ۳

جفا کردی و دل بردی زهی چشم
تو را شرم و حیا از روی ما نیست ۴

چرا خود را ز ما بیگانه داری
چرا رحمت به حال آشنا نیست ۵

کدامین پیرهن کز دست هجران
که هر دم در غم رویت قبا نیست ۶

چو در عالم بجز تو کس ندارم
نگویی در دلت مهرم چرا نیست ۷

نگارینا تو دانی در جهانم
به جان تو که جز لطف شما نیست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۷ - هر چند دلارام مرا مهر و وفا نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۵۹ - جهان را باز ایام جوانیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.