هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از عشق و هجران سخن می‌گوید. شاعر از درد فراق و بی‌قراری دل خود می‌نالد و زیبایی معشوق را با تصاویری مانند موج دریا، شب تیره و خورشید توصیف می‌کند. او از بی‌تفاوتی معشوق شکایت دارد و آرزوی رحمت و توجه او را دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

شماره ۲۷۰ - بی رخ عاشق فریبت در دو چشمم خواب نیست

بی رخ عاشق فریبت در دو چشمم خواب نیست
بحر عشقت را نمی دانم چرا پایاب نیست ۱

از سر و سامان برآمد از غم عشقت دلم
در جهانم لاجرم جز درد دل اسباب نیست ۲

موج بحر روز هجرانت مرا از سر گذشت
رحمتی هرگز تو را بر حال این غرقاب نیست ۳

در شبان تیره ی زلفت گرفتارم بتا
زآنکه از روی دلارایت مرا مهتاب نیست ۴

چون تویی محبوب دلهای حزین از روی لطف
نور چشم من چرا هیچت غم احباب نیست ۵

مردم چشم مرا ای نور دیده در جهان
غیر طاق ابروانت دلبرا محراب نیست ۶

همچو رنگ روی تو گل را ندیدم در چمن
همچو بوی زلف شب رنگ تو مشک ناب نیست ۷

دوش در خوابم درآمد روی چون خورشید تو
با معبّر گفتم و گفتا به از این خواب نیست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۶۹ - کدام دیده به دیدار یار بینا نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۷۱ - دلا با عشق اگر سازی عجب نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.