هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از هجران معشوق خود رنج میبرد. شاعر از بیتوجهی معشوق، شبهای تاریک هجران، و رنجهای عشق شکایت میکند و دلشکستگی خود را با تصاویری مانند آب چشم، شب دیجور، و زلف جانان توصیف میکند. او از معشوق میخواهد که به سویش نظر کند و رحمی بر دل شکستهاش داشته باشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۸۴ - تو را از حال مسکینان خبر نیست
تو را از حال مسکینان خبر نیست
بر آب چشم ما زانت گذر نیست ۱
به زاری زارم از هجران رویت
چرا او را به سوی ما نظر نیست ۲
شب تاریک هجرانم بفرسود
در آن شب گوییا هرگز قمر نیست ۳
شب دیجور بی پایان چو زلفش
ز صبح روی جانانم اثر نیست ۴
بتی سنگین دلی خوشی جفاجوست
بر این مسکین دلم رحمش مگر نیست ۵
نه صبرم هست از رویش نه آرام
شب و روزم ز عشقش خواب و خور نیست ۶
به تیغ هجرم از خود چند رانی
مکن جانا که ما را این سپر نیست ۷
گرم صد ره برانی، این دل من
بجز بر بوی زلفت راهبر نیست ۸
دلا گرد در او چند گردی
ز کوی عشق جانان ره به در نیست ۹
به هجران رخت جانا جهان را
غذای دل بجز خون جگر نیست ۱۰
بر آب چشم ما زانت گذر نیست ۱
به زاری زارم از هجران رویت
چرا او را به سوی ما نظر نیست ۲
شب تاریک هجرانم بفرسود
در آن شب گوییا هرگز قمر نیست ۳
شب دیجور بی پایان چو زلفش
ز صبح روی جانانم اثر نیست ۴
بتی سنگین دلی خوشی جفاجوست
بر این مسکین دلم رحمش مگر نیست ۵
نه صبرم هست از رویش نه آرام
شب و روزم ز عشقش خواب و خور نیست ۶
به تیغ هجرم از خود چند رانی
مکن جانا که ما را این سپر نیست ۷
گرم صد ره برانی، این دل من
بجز بر بوی زلفت راهبر نیست ۸
دلا گرد در او چند گردی
ز کوی عشق جانان ره به در نیست ۹
به هجران رخت جانا جهان را
غذای دل بجز خون جگر نیست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۳ - از مهر منت به دل اثر نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۸۵ - مرا در عشقت از عالم خبر نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.