هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از درد فراق و هجران معشوق شکایت می‌کند و به توصیف رنج‌ها و جفاهایی می‌پردازد که در راه عشق متحمل شده است. او از وفاداری خود و بی‌وفایی معشوق سخن می‌گوید و زیبایی‌های معشوق را با استعاره‌های مختلف مانند گل و بلبل توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۳۲۳ - بر من خسته ز هجران چه جفاهاست که نیست

بر من خسته ز هجران چه جفاهاست که نیست
بر دل من ز فراقت چه بلاهاست که نیست ۱

چشم سرمست تو ترک است و خطایی باشد
با من خسته اش ای جان چه خطاهاست که نیست ۲

چه وفاها که نکردم به غم عشق و ز تو
به من دلشده آخر چه جفاهاست که نیست ۳

در صبوح رخ و در شام سر زلف بتان
وز دهان من مسکین چه دعاهاست که نیست ۴

چه بگویم که در اوصاف گل رخسارت
بلبلان را به زبان در، چه ثناهاست که نیست ۵

چه جفاهاست که بر من نرسید از غم تو
در دل غم زده ی ما چه وفاهاست که نیست ۶

در هوایت ز هوس گرد جهان می گردم
در سر من ز وصالت چه هواهاست که نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۲۲ - ساقیا چون گل شکفت از می پرستی چاره نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۲۴ - در سر زلف تو ای دوست چه شرهاست که نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.