هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه از درد فراق و جفای معشوق سخن میگوید. شاعر از جدایی جان و دل مینالد، از بیمهری معشوق شکایت دارد و طلب رحمت و لطف میکند. او خاک پای معشوق را گرامی میدارد و از فلک نیز به دلیل جفایش شکایت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عارفانه عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و شکایت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۳۱ - چون دلم وصل او دوا دارد
چون دلم وصل او دوا دارد
از تنم جان چرا جدا دارد ۱
دل ز ما برد و قصد جانم کرد
ظلم بر ما چنین روا دارد ۲
از چه رو آخر آن بت بی مهر
دایماً میل بر جفا دارد ۳
دلبرا این دل شکسته ی من
طمع از دوست مومیا دارد ۴
چشم نم دیده در گهرباری
مردم دیده را گوا دارد ۵
خاک پای تو را به دیده کشم
که اثرها چو توتیا دارد ۶
رحمتی بر من غریب بکن
که به ملک جهان تو را دارد ۷
فلک اندر پی جفاست ببین
که توقّع ازو وفا دارد ۸
نظر از بنده ات دریغ مدار
که بجز لطف تو کرا دارد ۹
از تنم جان چرا جدا دارد ۱
دل ز ما برد و قصد جانم کرد
ظلم بر ما چنین روا دارد ۲
از چه رو آخر آن بت بی مهر
دایماً میل بر جفا دارد ۳
دلبرا این دل شکسته ی من
طمع از دوست مومیا دارد ۴
چشم نم دیده در گهرباری
مردم دیده را گوا دارد ۵
خاک پای تو را به دیده کشم
که اثرها چو توتیا دارد ۶
رحمتی بر من غریب بکن
که به ملک جهان تو را دارد ۷
فلک اندر پی جفاست ببین
که توقّع ازو وفا دارد ۸
نظر از بنده ات دریغ مدار
که بجز لطف تو کرا دارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۰ - اگر کسی خبری زان نگار باز آرد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۲ - قدی چون سرو بستان راست دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.