هوش مصنوعی:
این متن از بیوفایی جهان و عشق شکایت میکند. شاعر از جفاهای معشوق و بیرحمی دنیا مینالد و درد ناشی از این بیوفایی را بیان میکند. او از باد میخواهد که خبری از وصل معشوق بیاورد و تأکید میکند که دلش جز عشق او خطایی ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، مفاهیمی مانند جفا، بیوفایی، و درد عشق ممکن است برای سنین پایین سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۴۴۰ - گویند جهان وفا ندارد
گویند جهان وفا ندارد
میلی سوی وصل ما ندارد ۱
با هر که دمی به زجر می زد
آخر به چه از جفا ندارد ۲
دردیست مرا ز بی وفاییش
کان درد جفا دوا ندارد ۳
سلطان جهان ز روی رحمت
رحمی به دل گدا ندارد ۴
از حد بگذشت جور بر ما
باشد که چنین روا ندارد ۵
بی مهر بتیست بس ستمگر
از روی جهان حیا ندارد ۶
ای باد بگو که آن نگارم
دارد سر وصل یا ندارد ۷
بیچاره دلم به غیر عشقش
در هر دو جهان خطا ندارد ۸
آزرده دل من از جفایش
گویی که به دل وفا ندارد ۹
میلی سوی وصل ما ندارد ۱
با هر که دمی به زجر می زد
آخر به چه از جفا ندارد ۲
دردیست مرا ز بی وفاییش
کان درد جفا دوا ندارد ۳
سلطان جهان ز روی رحمت
رحمی به دل گدا ندارد ۴
از حد بگذشت جور بر ما
باشد که چنین روا ندارد ۵
بی مهر بتیست بس ستمگر
از روی جهان حیا ندارد ۶
ای باد بگو که آن نگارم
دارد سر وصل یا ندارد ۷
بیچاره دلم به غیر عشقش
در هر دو جهان خطا ندارد ۸
آزرده دل من از جفایش
گویی که به دل وفا ندارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۹ - دلبر غم حال ما ندارد
گوهر بعدی:شماره ۴۴۱ - آن کیست که با یاد تو دل شاد ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.