هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از بیوفایی و بیمهری یار خود شکایت میکند و بیان میکند که با وجود عشق و وفاداری او، یارش جز خواری و بیمهری رفتاری نداشته است. او از رنجهای عاشقانه و دلشکستگی خود میگوید و از این که یارش به زاریهای او توجهی نکرده است، اظهار ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دلشکستگی و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۸۹ - ای مسلمانان فغان کان یار من یاری نکرد
ای مسلمانان فغان کان یار من یاری نکرد
با من بیچاره هرگز رسم دلداری نکرد ۱
ما عزیز مصر جان بودیم باری در جهان
از چه رو آخر بگو با ما بجز خواری نکرد ۲
ای بسا زاری که کردم در غم رویش ولی
رحمتی هرگز نگار من بدین زاری نکرد ۳
زلف پرآشوب آن دلدار و چشم نیمه مست
با من آشفته دل غیر از سیه کاری نکرد ۴
مردم چشم جهان بین در فراق روی تو
شب همه شب در خیالت غیر بیداری نکرد ۵
آنچه چشمم کرد یاری در غم هجران تو
در زمستان فراقت ابر آذاری نکرد ۶
چون خیال تو درآمد در نثار مقدمش
آن بت سنگین دل من جز جگرخواری نکرد ۷
خون دل از دیده پالودیم در هجران و یار
من نمی دانم چرا جز مردم آزاری نکرد ۸
با من بیچاره هرگز رسم دلداری نکرد ۱
ما عزیز مصر جان بودیم باری در جهان
از چه رو آخر بگو با ما بجز خواری نکرد ۲
ای بسا زاری که کردم در غم رویش ولی
رحمتی هرگز نگار من بدین زاری نکرد ۳
زلف پرآشوب آن دلدار و چشم نیمه مست
با من آشفته دل غیر از سیه کاری نکرد ۴
مردم چشم جهان بین در فراق روی تو
شب همه شب در خیالت غیر بیداری نکرد ۵
آنچه چشمم کرد یاری در غم هجران تو
در زمستان فراقت ابر آذاری نکرد ۶
چون خیال تو درآمد در نثار مقدمش
آن بت سنگین دل من جز جگرخواری نکرد ۷
خون دل از دیده پالودیم در هجران و یار
من نمی دانم چرا جز مردم آزاری نکرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۸ - دلبر برفت و بر دل تنگم نظر نکرد
گوهر بعدی:شماره ۴۹۰ - یار من با من وفاداری نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.