هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه و انتظار برای وصال معشوق است. شاعر از بینوایی و دوری از معشوق شکایت میکند و امیدوار است که روزی به وصال برسد. او از دلدادگی و نرسیدن به معشوق میگوید و آرزو میکند که بلای عشق بر او آسان شود. در نهایت، شاعر از طبیب میخواهد که به درد دل او توجه کند تا شاید درمانی یابد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۵۱۵ - دردمندی چه شود گر به دوایی برسد
دردمندی چه شود گر به دوایی برسد
بی نوایی ز وصالت به نوایی برسد ۱
تا به کی روی بتابی ز من بی سر و پا
آخر از دور مرا نیز دعایی برسد ۲
می دهم جان مگر از خوان وصالت روزی
هم به گوش دل من بانگ صلایی برسد ۳
باز گویم که نه او شاه جهانست کجا
وصله ای از شب وصلت به گدایی برسد ۴
دل بدادیم ز دست و نرسیدیم به دوست
می دهم جان مگر این کار به جایی برسد ۵
ز تو چون بر دل من بوی وفایی نرسد
مپسند ار به من خسته بلایی برسد ۶
ای طبیب از من دل خسته نظر باز مگیر
که مگر دردم از این در به شفایی برسد ۷
بی نوایی ز وصالت به نوایی برسد ۱
تا به کی روی بتابی ز من بی سر و پا
آخر از دور مرا نیز دعایی برسد ۲
می دهم جان مگر از خوان وصالت روزی
هم به گوش دل من بانگ صلایی برسد ۳
باز گویم که نه او شاه جهانست کجا
وصله ای از شب وصلت به گدایی برسد ۴
دل بدادیم ز دست و نرسیدیم به دوست
می دهم جان مگر این کار به جایی برسد ۵
ز تو چون بر دل من بوی وفایی نرسد
مپسند ار به من خسته بلایی برسد ۶
ای طبیب از من دل خسته نظر باز مگیر
که مگر دردم از این در به شفایی برسد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۴ - گل رفت حالی از چمن تا خود به بستان کی رسد
گوهر بعدی:شماره ۵۱۶ - بوی مهرت به مشام من شیدا نرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.