هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از فراق و جور یار است. او از غم و اندوه بیپایان، نرسیدن به وصال معشوق، و بیپاسخی آههایش مینالد. شاعر احساس سرگشتگی و آشفتگی دارد و با وجود محنتهای بسیار در جهان، درد جور زمانه را بینظیر میداند. او از شکسته شدن عهد یار و نرسیدن به آرزوی وصال گلایه میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آن به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۲۲ - از بحر غم دلم به کرانه نمی رسد
از بحر غم دلم به کرانه نمی رسد
کشتی وصل ما به میانه نمی رسد ۱
چندانکه آه می زنم از تیغ جور تو
آن تیر آه ما به نشانه نمی رسد ۲
چون زلف دلبران دل سرگشته ام ز غم
آشفته شد چنانکه به شانه نمی رسد ۳
بسیار محنتی به جهان دیده ام ولی
هیچم به درد جور زمانه نمی رسد ۴
یار مرا بسیست چو ما یار در جهان
ما را خیال یار یگانه نمی رسد ۵
چشمم به راه بود که جانان رسد به ما
در گوش جان به غیر فسانه نمی رسد ۶
جانا چو عهد ما بشکستی به دست جور
بر ما تو را گرفت و بهانه نمی رسد ۷
یک دم نمی رود ز غم تو که بر دلم
از آتش فراق زبانه نمی رسد ۸
گفتم به وصل خویش مرا دستگیر باش
گفتا وصال ما به جهان نه نمی رسد ۹
کشتی وصل ما به میانه نمی رسد ۱
چندانکه آه می زنم از تیغ جور تو
آن تیر آه ما به نشانه نمی رسد ۲
چون زلف دلبران دل سرگشته ام ز غم
آشفته شد چنانکه به شانه نمی رسد ۳
بسیار محنتی به جهان دیده ام ولی
هیچم به درد جور زمانه نمی رسد ۴
یار مرا بسیست چو ما یار در جهان
ما را خیال یار یگانه نمی رسد ۵
چشمم به راه بود که جانان رسد به ما
در گوش جان به غیر فسانه نمی رسد ۶
جانا چو عهد ما بشکستی به دست جور
بر ما تو را گرفت و بهانه نمی رسد ۷
یک دم نمی رود ز غم تو که بر دلم
از آتش فراق زبانه نمی رسد ۸
گفتم به وصل خویش مرا دستگیر باش
گفتا وصال ما به جهان نه نمی رسد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۱ - دردم نهاد بر دل و درمان نمی رسد
گوهر بعدی:شماره ۵۲۳ - دارم امید وصل و به جایی نمی رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.