هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد و رنج هجران و روزگار سخت خود می‌نالد و احساس ضعف و ناتوانی می‌کند. او از این که فریادها و ناله‌هایش به گوش کسی نمی‌رسد، اظهار ناامیدی می‌کند.
رده سنی: 15+ محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی مانند درد هجران و ناامیدی است که برای درک کامل آن، مخاطب باید از بلوغ عاطفی و فکری کافی برخوردار باشد.

شماره ۵۲۱ - دردم نهاد بر دل و درمان نمی رسد

دردم نهاد بر دل و درمان نمی رسد
واین روزگار تلخ به پایان نمی رسد ۱

موری ضعیفم و شده ام پایمال هجر
حالم مگر به گوش سلیمان نمی رسد ۲

هر روز چرخ درد به دردم فزود و آه
کاین آه سوزناک به کیوان نمی رسد ۳

دل خود ز دست هجر عزیزان فگار بود
وین نیش بین که جز به رگ جان نمی رسد ۴

یک دم نمی زنم که به جانم ز روزگار
دردی دگر ز هجر عزیزان نمی رسد ۵

فریاد و آه و ناله و زاری من چه سود
کاین تیره روز هجر به پایان نمی رسد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۲۰ - دردم ز وصل دوست به درمان نمی رسد
گوهر بعدی:شماره ۵۲۲ - از بحر غم دلم به کرانه نمی رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.