هوش مصنوعی:
این متن درباره درد هجران و عشق ناکام است. شاعر بیان میکند که شب هجران پایانی ندارد و دردی بدون درمان است. او تأکید میکند که عشق بدون هجران کامل نیست و کسی که درد هجران را نچشیده، روز وصال را به آسانی نخواهد یافت. همچنین، شاعر هشدار میدهد که نباید به کسی اعتماد کرد که قول و پیمانش پایدار نیست.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۶۵ - شب هجران که پایانش نباشد
شب هجران که پایانش نباشد
بود دردی که درمانش نباشد ۱
سری کاو از هوای عشق خالیست
یقین دانم که سامانش نباشد ۲
مباد آن کس که در شبهای هجران
که بر دل هیچ فرمانش نباشد ۳
کجا یابی کسی بر درد هجران
که دستی بر گریبانش نباشد ۴
هر آن کاو یافت مشکل روز وصلش
بلای هجر آسانش نباشد ۵
مبر بیهوده رنجی در پی او
که قول و عهد و پیمانش نباشد ۶
بود دردی که درمانش نباشد ۱
سری کاو از هوای عشق خالیست
یقین دانم که سامانش نباشد ۲
مباد آن کس که در شبهای هجران
که بر دل هیچ فرمانش نباشد ۳
کجا یابی کسی بر درد هجران
که دستی بر گریبانش نباشد ۴
هر آن کاو یافت مشکل روز وصلش
بلای هجر آسانش نباشد ۵
مبر بیهوده رنجی در پی او
که قول و عهد و پیمانش نباشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۴ - نماز ما به چه ارزد اگر نیاز نباشد
گوهر بعدی:شماره ۵۶۶ - دلم پردرد و درمانش نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.