هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق و انتظار وصال معشوق سخن میگوید. شاعر از رنجهای عاشقانه، بیوفایی معشوق و آرزوی دیدار او مینالد، اما در عین حال امیدوار است که معشوق با لطفش به او نگاهی کند. همچنین، از جفاها و بیدادهای معشوق شکایت دارد و در پایان، از محتشم میخواهد که سایهاش را از درویش برندارد تا دعاگوی او باشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و جفای معشوق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۲۳ - باشد که درد ما به تفقّد دوا کند
باشد که درد ما به تفقّد دوا کند
کام دل ضعیف ز وصلش روا کند ۱
آن سرو ناز رسته که در بوستان ماست
باشد که از کرم نظری سوی ما کند ۲
مردم ندامتی ز خطا برده اند لیک
تا چند چشم مست تو چندین خطا کند ۳
بادا جدا ز کام و دل و آرزوی جان
آنکس که یار ما ز بر ما جدا کند ۴
بسیار وعده ای به وفا داد و بس عجب
بر عهد خویش دلبر ما گر وفا کند ۵
گیرم وفا نکرد به قول خود آن نگار
چندین جفا بگو تو که بر ما چرا کند ۶
بیگانه خوی از چه شدی دلبرا کسی
بیداد و جور این همه بر آشنا کند ۷
ای محتشم تو سایه ز درویش برمگیر
تا هر نفس که در گذر آیی دعا کند ۸
تا آفتاب روی تو تابید در جهان
دل رفت تا به سایه زلف تو جا کند ۹
کام دل ضعیف ز وصلش روا کند ۱
آن سرو ناز رسته که در بوستان ماست
باشد که از کرم نظری سوی ما کند ۲
مردم ندامتی ز خطا برده اند لیک
تا چند چشم مست تو چندین خطا کند ۳
بادا جدا ز کام و دل و آرزوی جان
آنکس که یار ما ز بر ما جدا کند ۴
بسیار وعده ای به وفا داد و بس عجب
بر عهد خویش دلبر ما گر وفا کند ۵
گیرم وفا نکرد به قول خود آن نگار
چندین جفا بگو تو که بر ما چرا کند ۶
بیگانه خوی از چه شدی دلبرا کسی
بیداد و جور این همه بر آشنا کند ۷
ای محتشم تو سایه ز درویش برمگیر
تا هر نفس که در گذر آیی دعا کند ۸
تا آفتاب روی تو تابید در جهان
دل رفت تا به سایه زلف تو جا کند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۲ - تا چند با دل من مسکین جفا کند
گوهر بعدی:شماره ۶۲۴ - با قدت آخر چرا سروی سرافرازی کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.