هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و جفای معشوق بی وفا مینالد. او از دل شکسته و محزون خود میگوید و آرزو میکند که معشوق به او توجه کند و دردش را درمان نماید. شاعر از تلخی هجران و بیتوجهی معشوق شکایت دارد و امیدوار است که معشوق، که پادشاه حسن و ملاحت است، به سوی او بازگردد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۶۲۲ - تا چند با دل من مسکین جفا کند
تا چند با دل من مسکین جفا کند
آن بی وفا نگار به ترک وفا کند ۱
هست او طبیب این دل محزون ناتوان
واجب کند که درد دلم را دوا کند ۲
کامم ز شربت شب هجران شدست تلخ
کامم چه باشد ار ز لب خود دوا کند ۳
او پادشاه حسن و ملاحت از آن شدست
تا گوش و هوش و دیده به سوی گدا کند ۴
آن سرو نازنین چه شود در میان باغ
گر پشت بر جفای خود و رو به ما کند ۵
دل برد از دو دستم و در خون جان شدم
با دوستان بپرس چرا ماجرا کند ۶
حال من غریب که گوید به پیش دوست
آری مگر که باد صبا این ادا کند ۷
با دلبرم بگوی که بیگانه خو چراست
وقتست کاو نظر به سوی آشنا کند ۸
آن بی وفا نگار به ترک وفا کند ۱
هست او طبیب این دل محزون ناتوان
واجب کند که درد دلم را دوا کند ۲
کامم ز شربت شب هجران شدست تلخ
کامم چه باشد ار ز لب خود دوا کند ۳
او پادشاه حسن و ملاحت از آن شدست
تا گوش و هوش و دیده به سوی گدا کند ۴
آن سرو نازنین چه شود در میان باغ
گر پشت بر جفای خود و رو به ما کند ۵
دل برد از دو دستم و در خون جان شدم
با دوستان بپرس چرا ماجرا کند ۶
حال من غریب که گوید به پیش دوست
آری مگر که باد صبا این ادا کند ۷
با دلبرم بگوی که بیگانه خو چراست
وقتست کاو نظر به سوی آشنا کند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۱ - وقت رسید کان صنم حاجت ما روا کند
گوهر بعدی:شماره ۶۲۳ - باشد که درد ما به تفقّد دوا کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.