هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد عشق و فراق مینالد و به صبر و امیدواری دعوت میکند. او از یار ستمگرش میخواهد که دلش را نشکند و به روزی امید دارد که معشوق به او روی آورد. در پایان، شاعر به گفتوگویی با دل خود اشاره میکند که در آن از ناامیدی پرهیز داده میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات قدیمی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۸۹ - هر دل که نه پردردست آن دل به چه کار آید
هر دل که نه پردردست آن دل به چه کار آید
وآنکس که نشد عاشق خود چون به شمار آید ۱
مسکین دل تنگ من مشکن به ستم یارا
زنهار نگه دارش روزیت به کار آید ۲
روزی اگر از دستم آید که به پاش افتم
یارب چه شبی باشد آن شب که نگار آید ۳
گفتم به دل محزون خونست تو را روزی
زنهار تحمّل کن جوری که ز یار آید ۴
نومید مشو ای دل شاید که نشاید بود
کاین اختر بخت من روزی به گذار آید ۵
گفتم تو جهان داری گفتا به ولا ولله
آخر تو بپرس از وی از ماش چه عار آید ۶
وآنکس که نشد عاشق خود چون به شمار آید ۱
مسکین دل تنگ من مشکن به ستم یارا
زنهار نگه دارش روزیت به کار آید ۲
روزی اگر از دستم آید که به پاش افتم
یارب چه شبی باشد آن شب که نگار آید ۳
گفتم به دل محزون خونست تو را روزی
زنهار تحمّل کن جوری که ز یار آید ۴
نومید مشو ای دل شاید که نشاید بود
کاین اختر بخت من روزی به گذار آید ۵
گفتم تو جهان داری گفتا به ولا ولله
آخر تو بپرس از وی از ماش چه عار آید ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۸ - مرا چو دامن وصلت شبی به دست آید
گوهر بعدی:شماره ۶۹۰ - نه دلبری که دلم زو دمی بیاساید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.