هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تنهایی و بیکسی خود میگوید و بیان میکند که هیچ دلبر، همدم، دوست یا محرمی ندارد که بتواند دردها و رنجهایش را با آنها در میان بگذارد. تنها مونس او مردم چشم و باد است که از کوی دوست میآید. او از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید و آرزو میکند که کسی حالش را به دوست برساند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۶۹۰ - نه دلبری که دلم زو دمی بیاساید
نه دلبری که دلم زو دمی بیاساید
نه همدمی که به دردم دمی به کار آید ۱
نه دوستی که بپرسد ز حال زارم را
نه محرمی که بگویم چنانچه می باید ۲
به غیر مردم چشمم که در غم هجران
به زجر خون دلم را ز دیده پالاید ۳
بگو که با که توان گفت حال زارم را
به غیر باد که از کوی دوست می آید ۴
بگفتمش که تویی محرم دل عشّاق
اگر خبر کنی او را ز حال ما شاید ۵
بگو به تیغ ستم بیش ازین مریزم خون
کرا نمی کند این خون که دست آلاید ۶
چو بر مراد جهان نیست کار ما ای دل
نه آنچنان که تو خواهی چنانچه می باید ۷
نه همدمی که به دردم دمی به کار آید ۱
نه دوستی که بپرسد ز حال زارم را
نه محرمی که بگویم چنانچه می باید ۲
به غیر مردم چشمم که در غم هجران
به زجر خون دلم را ز دیده پالاید ۳
بگو که با که توان گفت حال زارم را
به غیر باد که از کوی دوست می آید ۴
بگفتمش که تویی محرم دل عشّاق
اگر خبر کنی او را ز حال ما شاید ۵
بگو به تیغ ستم بیش ازین مریزم خون
کرا نمی کند این خون که دست آلاید ۶
چو بر مراد جهان نیست کار ما ای دل
نه آنچنان که تو خواهی چنانچه می باید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۹ - هر دل که نه پردردست آن دل به چه کار آید
گوهر بعدی:شماره ۶۹۱ - مگر روزی شب هجران سرآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.