هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از درد عشق و فراق می‌نالد و بیان می‌کند که عقل در برابر عشق ناتوان است. او از هجران، گریه‌های بی‌فایده، و امیدهای بربادرفته سخن می‌گوید و زیبایی معشوق را ستایش می‌کند. شاعر همچنین از نرسیدن پیام‌ها و نامهربانی‌های روزگار شکایت دارد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فراق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارند.

شماره ۷۰۲ - عقل با عشق بر نمی آید

عقل با عشق بر نمی آید
شب هجران به سر نمی آید ۱

گریه چشم ما و آه سحر
چه کنم کارگر نمی آید ۲

با وجود رخ نگار مرا
در نظر ماه و خور نمی آید ۳

قامت یار سرو آزادست
هیچگونه به بر نمی آید ۴

دست امّید ما به سرو قدت
از چه رو در کمر نمی آید ۵

چه سبب سرو قامتش یارب
سوی ما در گذر نمی آید ۶

در فراق رخت مرا جز اشک
هیچ دُر در نظر نمی آید ۷

دلبر از من کناره می طلبد
به میان نیک در نمی آید ۸

به خیالم بجز جمال رخت
هیچ صورت دگر نمی آید ۹

جز صبا نیست پیک ما به جهان
دیر شد تا خبر نمی آید ۱۰

از دل خسته بس سلام و پیام
می فرستم مگر نمی آید ۱۱

جز جمال جهان فروز توأم
در خیال بشر نمی آید ۱۲

چه توان کرد کان نگار شبی
از در وصل در نمی آید ۱۳

در جهان بین که نسل آدم را
چه قضاها به سر نمی آید ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۰۱ - درخت وصل آن دلبر مگر در بر نمی آید
گوهر بعدی:شماره ۷۰۳ - تو را به کون و مکان سر فرو نمی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.