هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از عشق، فراق، و درد دل سخن میگوید و از طبیعت و زمانه نیز یاد میکند. او از معشوق میخواهد که یادش را زنده نگه دارد و از جفاهایش دست بردارد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه در این شعر وجود دارد که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۷۰۴ - اگر نقاب بت من ز چهره بگشاید
اگر نقاب بت من ز چهره بگشاید
بسا دلی که به شوخی به غمزه برباید ۱
ز لوح خاطر من یاد دوست نتوان برد
ولی اگر بکند یاد ما دمی شاید ۲
دلا به گردش و دور زمانه باید ساخت
نه آنچنان که بباید چنانکه می آید ۳
صبا بیار ز زلف نگار ما بویی
که تا دماغ دل من از آن بیاساید ۴
بدان نگار جفاجوی ما بگو تا کی
فراق خون دلم را ز دیده پالاید ۵
چرا به خون من خسته دل کمر بستست
نیرزد آنکه دو دستش به خون بیالاید ۶
هلال طاق دو ابروی او عظیم خوشست
چه حاجتست که آنرا به وسمه آراید ۷
بسا دلی که به شوخی به غمزه برباید ۱
ز لوح خاطر من یاد دوست نتوان برد
ولی اگر بکند یاد ما دمی شاید ۲
دلا به گردش و دور زمانه باید ساخت
نه آنچنان که بباید چنانکه می آید ۳
صبا بیار ز زلف نگار ما بویی
که تا دماغ دل من از آن بیاساید ۴
بدان نگار جفاجوی ما بگو تا کی
فراق خون دلم را ز دیده پالاید ۵
چرا به خون من خسته دل کمر بستست
نیرزد آنکه دو دستش به خون بیالاید ۶
هلال طاق دو ابروی او عظیم خوشست
چه حاجتست که آنرا به وسمه آراید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۳ - تو را به کون و مکان سر فرو نمی آید
گوهر بعدی:شماره ۷۰۵ - مرا به صبحدمی گل به بار می باید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.