هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به توصیف زیباییهای بهار و معشوق خود میپردازد. او از نسیم بهاری، عطر گلها و زیبایی طبیعت سخن میگوید و آنها را با ویژگیهای معشوق خود مقایسه میکند. شاعر همچنین از عشق و آرزوی دیدار یار در فصل بهار میگوید و از غمهای روزگار شکایت میکند.
رده سنی:
15+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و لذتبخش است. همچنین، استفاده از زبان و تصاویر شاعرانه ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۷۳۴ - گر آید نسیمی ز سوی نگار
گر آید نسیمی ز سوی نگار
کنم جان و دل بر نسیمش نثار ۱
دماغم بیاساید از بوی او
جهان تازه گردد به باد بهار ۲
بهار آمد و باد نوروز باز
بیاورد بویی چو مشک تتار ۳
چه مشک و چه عنبر چه کافور و گل
بود همچو بوی سر زلف یار ۴
به سوی گلستان اگر بگذرد
فرو ریزد از شرم او گل ز بار ۵
خجل گردد از قامتش نارون
به خاک افتد از شرمساری چنار ۶
بنفشه خجل گشت از زلف او
فتاده به پایش چنین سوگوار ۷
سرافکنده نرگس به پیشش کنون
ز مستی چشمش شده در خمار ۸
ز شرم رخش ارغوان شد بنفش
تو خیری نگر کاوست زار و نزار ۹
زبان آوری کرد سوسن از آن
میان ریاحین چنین است خوار ۱۰
سمن با رخش لاف می زد به حسن
به جان آمد او را ز گل نوک خار ۱۱
شقایق فروغ جمالش بدید
شد از رنگ رخسار او شرمسار ۱۲
به پیش گلستان رویش به باغ
نیامد گل و یاسمن در شمار ۱۳
چو در بوستان بگذرد سرو ناز
سراید چو مستان ز مهرش هزار ۱۴
مرا آرزو هست در فصل گل
میان چمن یارم اندر کنار ۱۵
شکوفه چو بشکفت در بوستان
چو سیمش برافشان به پای نگار ۱۶
جهان خوش شد و نیست ما را خوشی
که جز غم نباشد درین روزگار ۱۷
کنم جان و دل بر نسیمش نثار ۱
دماغم بیاساید از بوی او
جهان تازه گردد به باد بهار ۲
بهار آمد و باد نوروز باز
بیاورد بویی چو مشک تتار ۳
چه مشک و چه عنبر چه کافور و گل
بود همچو بوی سر زلف یار ۴
به سوی گلستان اگر بگذرد
فرو ریزد از شرم او گل ز بار ۵
خجل گردد از قامتش نارون
به خاک افتد از شرمساری چنار ۶
بنفشه خجل گشت از زلف او
فتاده به پایش چنین سوگوار ۷
سرافکنده نرگس به پیشش کنون
ز مستی چشمش شده در خمار ۸
ز شرم رخش ارغوان شد بنفش
تو خیری نگر کاوست زار و نزار ۹
زبان آوری کرد سوسن از آن
میان ریاحین چنین است خوار ۱۰
سمن با رخش لاف می زد به حسن
به جان آمد او را ز گل نوک خار ۱۱
شقایق فروغ جمالش بدید
شد از رنگ رخسار او شرمسار ۱۲
به پیش گلستان رویش به باغ
نیامد گل و یاسمن در شمار ۱۳
چو در بوستان بگذرد سرو ناز
سراید چو مستان ز مهرش هزار ۱۴
مرا آرزو هست در فصل گل
میان چمن یارم اندر کنار ۱۵
شکوفه چو بشکفت در بوستان
چو سیمش برافشان به پای نگار ۱۶
جهان خوش شد و نیست ما را خوشی
که جز غم نباشد درین روزگار ۱۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۷
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۳ - کس ندیدست سرو در رفتار
گوهر بعدی:شماره ۷۳۵ - در جار چمن گلست بر بار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.