هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و فراق معشوق میگوید و امیدوار است که این شب تاریک به پایان برسد و دوباره به وصال یار برسد. او با وجود غم و اندوه، به آینده امیدوار است و معتقد است که روزی دلبرش بازخواهد گشت و غنچههای باغ وصال شکوفا خواهند شد.
رده سنی:
16+
این شعر به دلیل مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای ادبی، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. کودکان ممکن است در درک کامل معانی و احساسات آن مشکل داشته باشند.
شماره ۷۶۰ - این شب تیره هجران به سر آید آخر
این شب تیره هجران به سر آید آخر
واختر برج وبالم بدر آید آخر ۱
گرچه سر می کشد از ما مگر از لطف شبی
آن سهی سرو دمی در گذر آید آخر ۲
دلبرم رفت به خشم از بر ما بی گنهی
هم از آن رفته به خشمم خبر آید آخر ۳
گرچه از اوّل شب رفت ز پیشم باشد
کز در بخت من آن یار درآید آخر ۴
کار من با سر زلف تو دراز افتادست
هست امیدم که چنین کار برآید آخر ۵
گرچه بستان امید از غم هجران پژمرد
غنچه باغ وصالم به بر آید آخر ۶
در جهان جز غم عشق تو ندارم آری
هم به حال من مسکین نظر آید آخر ۷
واختر برج وبالم بدر آید آخر ۱
گرچه سر می کشد از ما مگر از لطف شبی
آن سهی سرو دمی در گذر آید آخر ۲
دلبرم رفت به خشم از بر ما بی گنهی
هم از آن رفته به خشمم خبر آید آخر ۳
گرچه از اوّل شب رفت ز پیشم باشد
کز در بخت من آن یار درآید آخر ۴
کار من با سر زلف تو دراز افتادست
هست امیدم که چنین کار برآید آخر ۵
گرچه بستان امید از غم هجران پژمرد
غنچه باغ وصالم به بر آید آخر ۶
در جهان جز غم عشق تو ندارم آری
هم به حال من مسکین نظر آید آخر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۹ - گفتم چو باز آید مگر بر حالم اندازد نظر
گوهر بعدی:شماره ۷۶۱ - چکنم درد دل خود به که گویم آخر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.