هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و درد فراق میگوید و از معشوق میخواهد که به فریادش برسد. او از غم و اندوه خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند، چرا که در جهان جز معشوق کسی را ندارد. شاعر همچنین از بیخوابیهایش به دلیل عشق و هوس یاد میکند و اشاره میکند که از طعن و سرزنش مردم هراسی ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکاررفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارند.
شماره ۸۰۶ - جانا به جان تو که به فریاد ما برس
جانا به جان تو که به فریاد ما برس
وز آه سوزناک جگر خستگان بترس ۱
افتادگان عشق مکن پایمال جور
مغرور آن مشو که مرا هست دست رس ۲
یک لحظه یاد آن نکنی کاو به عمر خویش
بی یاد روی تو نکشیدست یک نفس ۳
جان جهان خراب شد از جور هرکسی
آخر ز روی لطف به غور جهان برس ۴
غمخواری جهان به تو ای شاه واجبست
چون در جهان بجز تو نداریم هیچ کس ۵
عمریست ما هوای تو در سر گرفته ایم
شبهاست تا که خواب نکردیم ازین هوس ۶
دستان ز شاخ سرو سراید به داستان
کاخر که کرد بلبل شوریده در قفس ۷
فکری ز طعن اهل جهان نیست در دلم
زان رو که محتسب نکند فکر از عسس ۸
وز آه سوزناک جگر خستگان بترس ۱
افتادگان عشق مکن پایمال جور
مغرور آن مشو که مرا هست دست رس ۲
یک لحظه یاد آن نکنی کاو به عمر خویش
بی یاد روی تو نکشیدست یک نفس ۳
جان جهان خراب شد از جور هرکسی
آخر ز روی لطف به غور جهان برس ۴
غمخواری جهان به تو ای شاه واجبست
چون در جهان بجز تو نداریم هیچ کس ۵
عمریست ما هوای تو در سر گرفته ایم
شبهاست تا که خواب نکردیم ازین هوس ۶
دستان ز شاخ سرو سراید به داستان
کاخر که کرد بلبل شوریده در قفس ۷
فکری ز طعن اهل جهان نیست در دلم
زان رو که محتسب نکند فکر از عسس ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۵ - دلبرا ترک جفا کن ز من زار بترس
گوهر بعدی:شماره ۸۰۷ - ای دل خسته برو بر در آن یار مترس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.