هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلی، توصیف زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر عمیق او بر شاعر است. شاعر از زلف سیاه و رخسار زیبای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که هر لحظه عشق او را بیشتر میسوزاند. همچنین، شاعر از درد هجران و اشتیاق دیدار معشوق شکوه میکند و آرزو میکند که بوی معشوق به او برسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک زیباییشناسی و ادبیات کلاسیک فارسی معمولاً به بلوغ فکری و شناختی بیشتری نیاز دارد.
شماره ۸۲۰ - نگار چابک مه روی مهوش
نگار چابک مه روی مهوش
بت سیمین عذار شوخ سرکش ۱
ز زلف تابدار و رنگ رخسار
نهد هر لحظه نعل من در آتش ۲
چو زلف سرکشت جانا ازین بیش
مکن حال دل ما را مشوّش ۳
خوشش بادا نسیم صبحگاهی
که کرد از بوی زلفت وقت ما خوش ۴
به تیغم گر زند زان دست و بازو
شوم قربان نمی گویم به ترکش ۵
اگر باد آورد بویی ز کویش
به بوی خاک کویش می کنم غش ۶
به یاد آنکه اندر برکشی یار
جهان حالی بلای هجر می کش ۷
بت سیمین عذار شوخ سرکش ۱
ز زلف تابدار و رنگ رخسار
نهد هر لحظه نعل من در آتش ۲
چو زلف سرکشت جانا ازین بیش
مکن حال دل ما را مشوّش ۳
خوشش بادا نسیم صبحگاهی
که کرد از بوی زلفت وقت ما خوش ۴
به تیغم گر زند زان دست و بازو
شوم قربان نمی گویم به ترکش ۵
اگر باد آورد بویی ز کویش
به بوی خاک کویش می کنم غش ۶
به یاد آنکه اندر برکشی یار
جهان حالی بلای هجر می کش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۹ - که دید شکل هلالی چو ابروی طاقش
گوهر بعدی:شماره ۸۲۱ - در باغ خرامید شبی آن بت مهوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.