هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد دل و رنج عشق سخن میگوید و بیان میکند که تنها درمان درد دلش، عشق است. او از طبیب دل دوایی میخواهد و در نهایت میفهمد که درمان دردش در لب و رخسار معشوق نهفته است. شاعر تأکید میکند که هیچ چیز دیگری نمیتواند جای درد عشق را بگیرد و رنگ رویش گویای درد دل اوست.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی عرفانی و عاشقانه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۷۷ - من نمی یابم دوای درد دل
من نمی یابم دوای درد دل
با که گویم ماجرای درد دل ۱
درد دل گر باشد از عشقت دوا
می کشم از جان بلای درد دل ۲
از طبیب دل دوایی خواستم
گفت می دانم دوای درد دل ۳
از لب و رخسار خود کردم دوا
گلشکر بهر شفای درد دل ۴
غیر درد عشق اگرچه راحتست
من نمی خواهم به جای درد دل ۵
گر نمی دانی که درد من ز چیست
رنگ روی من گوای درد دل ۶
مرغ جانم را پر و بالش بسوخت
از فراقت در هوای درد دل ۷
با که گویم ماجرای درد دل ۱
درد دل گر باشد از عشقت دوا
می کشم از جان بلای درد دل ۲
از طبیب دل دوایی خواستم
گفت می دانم دوای درد دل ۳
از لب و رخسار خود کردم دوا
گلشکر بهر شفای درد دل ۴
غیر درد عشق اگرچه راحتست
من نمی خواهم به جای درد دل ۵
گر نمی دانی که درد من ز چیست
رنگ روی من گوای درد دل ۶
مرغ جانم را پر و بالش بسوخت
از فراقت در هوای درد دل ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۶ - رفتی و در غم تو بماندم فگار دل
گوهر بعدی:شماره ۸۷۸ - جهان خرّم و ما چنین تنگ دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.