هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی شدید به معشوق سخن میگوید. او آرزو دارد شبی را به دیدار معشوق بگذراند، حتی اگر معشوق از او غافل باشد. شاعر از درد فراق و عشق نافرجام مینالد و در عین حال، امیدوار است که روزی به آرزویش برسد. او از بیتوجهی معشوق رنج میبرد اما عشقش پایدار است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و عشق نافرجام برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۱۰۴۰ - گفتم که یک شبی سوی جانان گذر کنم
گفتم که یک شبی سوی جانان گذر کنم
دزدیده در جمال رخ او نظر کنم ۱
دلبر اگرچه از من بیچاره غافلست
او را ز حال زار دل خود خبر کنم ۲
باشد که پای بوس زنم افتد اتّفاق
یا در خیالش دست امیدی کمر کنم ۳
هر شب به لوح خاطر مجروح خویشتن
نقش خیال دوست به خون جگر کنم ۴
هر بامداد ترک غمت می کند دلم
هر شب ز دست عشق تو فکری دگر کنم ۵
آبم گذشت از سر و در آتشش نشاند
بادم به دست و خاک ره او به سر کنم ۶
چون با منش به هیچ نظر التفات نیست
ای دل بیا که از سر کویش سفر کنم ۷
دل می دهد جواب که ای بی خرد خموش
هیهات از این خیال، که از سر بدر کنم ۸
جان و جهان چو بر سر کارش نهاده ام
چون از بلای رخ او حذر کنم ۹
دزدیده در جمال رخ او نظر کنم ۱
دلبر اگرچه از من بیچاره غافلست
او را ز حال زار دل خود خبر کنم ۲
باشد که پای بوس زنم افتد اتّفاق
یا در خیالش دست امیدی کمر کنم ۳
هر شب به لوح خاطر مجروح خویشتن
نقش خیال دوست به خون جگر کنم ۴
هر بامداد ترک غمت می کند دلم
هر شب ز دست عشق تو فکری دگر کنم ۵
آبم گذشت از سر و در آتشش نشاند
بادم به دست و خاک ره او به سر کنم ۶
چون با منش به هیچ نظر التفات نیست
ای دل بیا که از سر کویش سفر کنم ۷
دل می دهد جواب که ای بی خرد خموش
هیهات از این خیال، که از سر بدر کنم ۸
جان و جهان چو بر سر کارش نهاده ام
چون از بلای رخ او حذر کنم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۹ - گر خرامی پیش ما در دیدگان جایت کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۱ - بخت اگر یاری دهد یارش کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.