هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، عشق و فداکاری خود را به معشوق بیان میکند. او حاضر است جان خود را فدای معشوق کند و در راه عشق به او سر فرود آورد. شاعر همچنین از زیبایی و برتری معشوق سخن میگوید و تمایل دارد در راه عشق به او وفادار بماند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'گر به خون ما تو را رایست' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۱۰۳۹ - گر خرامی پیش ما در دیدگان جایت کنم
گر خرامی پیش ما در دیدگان جایت کنم
جان فدای آن دو رخسار مه آسایت کنم ۱
جان چه ارزد دل ندارم گر تو فرمایی سری
دارم امّا بر لب لعل شکرخایت کنم ۲
گر مرا دستی بود بر جان خود در عشق تو
یک نظر فرما که چون مردانه در پایت کنم ۳
سرو چوبین پای در بندست می دانم یقین
نسبت سرو چمن را چون به بالایت کنم ۴
گر به خون ما تو را رایست رایی بس خوشست
گر تو فرمایی جهان را در سر رایت کنم ۵
در جهان دارایی ما کن ز جور هرکسی
ورنه روز حشر افغان پیش دارایت کنم ۶
جان فدای آن دو رخسار مه آسایت کنم ۱
جان چه ارزد دل ندارم گر تو فرمایی سری
دارم امّا بر لب لعل شکرخایت کنم ۲
گر مرا دستی بود بر جان خود در عشق تو
یک نظر فرما که چون مردانه در پایت کنم ۳
سرو چوبین پای در بندست می دانم یقین
نسبت سرو چمن را چون به بالایت کنم ۴
گر به خون ما تو را رایست رایی بس خوشست
گر تو فرمایی جهان را در سر رایت کنم ۵
در جهان دارایی ما کن ز جور هرکسی
ورنه روز حشر افغان پیش دارایت کنم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۸ - من دیده با خیال تو برهم نمی زنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۰ - گفتم که یک شبی سوی جانان گذر کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.