هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او با توصیف زیباییهای معشوق مانند چشمان و موهایش، بیان میکند که چگونه در آتش هجران او میسوزد و هر شب تا سحر به فکر اوست. شاعر همچنین به جنبههای عرفانی عشق اشاره میکند و از نماز و عبادت در محراب ابروی معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و سوز عشق نیاز به درک عمیقتری از احساسات دارند که معمولاً در سنین بالاتر قابل درک است.
شماره ۱۰۵۸ - با دو چشمت عشق بازی می کنم
با دو چشمت عشق بازی می کنم
با دو زلفت سرفرازی می کنم ۱
گفته بودم ترک جانبازی کنم
چون توانم کرد بازی می کنم ۲
روز و شب در بوته ی هجران تو
ز آتش دل جان گدازی می کنم ۳
در خم محراب ابرویت ز چشم
خرقه ی دل را نمازی می کنم ۴
هندوی زلف تو گشتم دلبرا
گفت آری ترکتازی می کنم ۵
در غم عشق تو هر شب تا سحر
درد دل را چاره سازی می کنم ۶
زاهدا آخر چرا منعم کنی
نیست کفری عشق بازی می کنم ۷
با دو زلفت سرفرازی می کنم ۱
گفته بودم ترک جانبازی کنم
چون توانم کرد بازی می کنم ۲
روز و شب در بوته ی هجران تو
ز آتش دل جان گدازی می کنم ۳
در خم محراب ابرویت ز چشم
خرقه ی دل را نمازی می کنم ۴
هندوی زلف تو گشتم دلبرا
گفت آری ترکتازی می کنم ۵
در غم عشق تو هر شب تا سحر
درد دل را چاره سازی می کنم ۶
زاهدا آخر چرا منعم کنی
نیست کفری عشق بازی می کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۷ - با درد دلپذیر تو درمان چه می کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۹ - من چو بلبل ناله های صبحگاهی می کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.