هوش مصنوعی: این متن بیانگر درد و رنج عاشقانه‌ای است که در آن شاعر از نرسیدن به معشوق، درماندگی در هجران، و ناکامی در عشق شکایت می‌کند. او از تلاش‌های بی‌ثمر خود می‌گوید و احساس می‌کند که هرگز به آرامش و وصال نرسیده است.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

شماره ۱۰۸۵ - در درد بمردیم و به درمان نرسیدیم

در درد بمردیم و به درمان نرسیدیم
از سر بگذشتیم و به سامان نرسیدیم ۱

جان کرده فداییم به راه غم عشقش
دل برد به دستان و به جانان نرسیدیم ۲

در ظلمت هجران به لب آمد دل تنگم
فریاد که در شمع شبستان نرسیدیم ۳

دیدیم جهان را و بگشتیم سراپای
در سایه ات ای سرو خرامان نرسیدیم ۴

گل رفت دریغا که نکردیم گل افشان
در وقت گل سرخ به بستان نرسیدیم ۵

از گلشن وصل رخت ای دیده نصیبم
خارست از آن رو به گلستان نرسیدیم ۶

خارست به جای گل و زاغست قرینش
بلبل ز چمن رفت و به دستان نرسیدیم ۷

فریادرسم پیشتر از آنکه دریغا
گویی که به فریاد ضعیفان نرسیدیم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۸۴ - بسیار در فراق تو زنهارها زدیم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۶ - یاد باد آنکه عزیزان همه با هم بودیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.