هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که در فراق معشوق خود به سر میبرد. شاعر از تلاشهای بیثمر خود برای رسیدن به معشوق میگوید، از فریادهای عاشقانه، نالهها و اشکهایش سخن میگوید، اما در نهایت به جایی نمیرسد. او از دیوارهای بلند، راههای پرخار و شبهای تاریک میگوید که مانع وصال هستند. در پایان، شاعر اعتراف میکند که همهی این تلاشها بیفایده بوده و درد فراق همچنان باقی است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه، درد فراق و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۱۰۸۴ - بسیار در فراق تو زنهارها زدیم
بسیار در فراق تو زنهارها زدیم
فریاد عاشقانه به بازارها زدیم ۱
همچون گل رخت بنظر در نیامدم
بسیارها تفرّج گلزارها زدیم ۲
دستم به قدّ سرو روانت نمی رسد
بسیار دست بر سر دیوارها زدیم ۳
تدبیر راه وصل تو کردن نمی توان
عمری در این معامله آن جارها زدیم ۴
شبهای تار در غم هجرانت ای صنم
بر مردمک ز شوق تو مسمارها زدیم ۵
چون چنگ در خروشم و چون نی ز ناله زار
در راه عشق روی تو اسرارها زدیم ۶
بر روی ما دری نگشادی ز راه وصل
سر همچو حلقه بر در تو بارها زدیم ۷
در راه وصل اگرچه مغیلان به راه بود
ما آتشی ز آه در آن خارها زدیم ۸
مسکین دلم ز بار غمت در جهان بسوخت
خونابها زدیده بدان بارها زدیم ۹
گفتم که نار دل بنشانم به آب اشک
ننشست و از فراق تو زنهارها زدیم ۱۰
فریاد عاشقانه به بازارها زدیم ۱
همچون گل رخت بنظر در نیامدم
بسیارها تفرّج گلزارها زدیم ۲
دستم به قدّ سرو روانت نمی رسد
بسیار دست بر سر دیوارها زدیم ۳
تدبیر راه وصل تو کردن نمی توان
عمری در این معامله آن جارها زدیم ۴
شبهای تار در غم هجرانت ای صنم
بر مردمک ز شوق تو مسمارها زدیم ۵
چون چنگ در خروشم و چون نی ز ناله زار
در راه عشق روی تو اسرارها زدیم ۶
بر روی ما دری نگشادی ز راه وصل
سر همچو حلقه بر در تو بارها زدیم ۷
در راه وصل اگرچه مغیلان به راه بود
ما آتشی ز آه در آن خارها زدیم ۸
مسکین دلم ز بار غمت در جهان بسوخت
خونابها زدیده بدان بارها زدیم ۹
گفتم که نار دل بنشانم به آب اشک
ننشست و از فراق تو زنهارها زدیم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸۳ - در سر کوی غمت دل به جفا بنهادیم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۵ - در درد بمردیم و به درمان نرسیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.