هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از فراق یار و نبودن نشانههای او در جهان شکایت میکند. او از نبود مهر و وفا، درد فراق، و تنهایی مینالد و به دنبال تسلی و همدردی است. همچنین، از روزگار گذشته با عزیزان و از دست دادن آنها یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۲۱۴ - گفته بودم یار گیرم یار کو
گفته بودم یار گیرم یار کو
در جهان اکنون ز یار آثار کو ۱
یار در عالم نمی بینم بسی
وین زمان جز صحبت اغیار کو ۲
پیش ازین بودی مگر مهر و وفا
نیک بین برگی از آن گلزار کو ۳
بر امید وصل او جان داده ام
گفت ای بیچاره آن بازار کو ۴
گشته ام در گلشن وصلش بسی
وز گل رویش مرا جز خار کو ۵
خسته ی درد فراقت شد دلم
ای طبیب من مرا تیمار کو ۶
از غمم جان بر لب آمد چون کنم
غم بسی دارم ولی غمخوار کو ۷
دل ببرد از دستم و واپس نداد
سهل کار دل ولی دلدار کو ۸
با عزیزان روزگاری داشتم
ای عزیز من از آن دیار کو ۹
نور دیده مونس جانم بد او
در غمش جز دیده خونبار کو ۱۰
در جهان اکنون ز یار آثار کو ۱
یار در عالم نمی بینم بسی
وین زمان جز صحبت اغیار کو ۲
پیش ازین بودی مگر مهر و وفا
نیک بین برگی از آن گلزار کو ۳
بر امید وصل او جان داده ام
گفت ای بیچاره آن بازار کو ۴
گشته ام در گلشن وصلش بسی
وز گل رویش مرا جز خار کو ۵
خسته ی درد فراقت شد دلم
ای طبیب من مرا تیمار کو ۶
از غمم جان بر لب آمد چون کنم
غم بسی دارم ولی غمخوار کو ۷
دل ببرد از دستم و واپس نداد
سهل کار دل ولی دلدار کو ۸
با عزیزان روزگاری داشتم
ای عزیز من از آن دیار کو ۹
نور دیده مونس جانم بد او
در غمش جز دیده خونبار کو ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱۳ - ای که دل دارد بسی بر روی جانان آرزو
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱۵ - دلبرا لذّت جوانی کو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.