هوش مصنوعی:
این شعر از دیوانهوار عاشق شدن و رنجهای عشق سخن میگوید. شاعر از دلبستگی به معشوق و رنج هجران مینالد و از غم و اندوه درونی خود شکایت میکند. او از پریشانی و بیقراری خود در عشق میگوید و از معشوق میخواهد که دیگر در دل ویرانهاش جای نگیرد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج هجران و اندوه ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۳۳۴ - دلا تا کی چنین دیوانه باشی
دلا تا کی چنین دیوانه باشی
ز خویش و آشنا بیگانه باشی ۱
به پیش شمع روی ماهرویان
در آتش زار چون پروانه باشی ۲
زده در زلف خوبان روز و شب چنگ
به صد دست امل چون شانه باشی ۳
میان ورطه غرقاب هجران
به جست و جوی آن دردانه باشی ۴
بهار و گل رسید ای دل تو تا کی
چنین محزون درین کاشانه باشی ۵
برون رو آخر ای غم از دل من
نگنجی چند در ویرانه باشی ۶
چو افسون تو در وی درنگیرد
چرا اندر پی افسانه باشی ۷
ز خویش و آشنا بیگانه باشی ۱
به پیش شمع روی ماهرویان
در آتش زار چون پروانه باشی ۲
زده در زلف خوبان روز و شب چنگ
به صد دست امل چون شانه باشی ۳
میان ورطه غرقاب هجران
به جست و جوی آن دردانه باشی ۴
بهار و گل رسید ای دل تو تا کی
چنین محزون درین کاشانه باشی ۵
برون رو آخر ای غم از دل من
نگنجی چند در ویرانه باشی ۶
چو افسون تو در وی درنگیرد
چرا اندر پی افسانه باشی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳۳ - دلا تا کی چنین سرگشته باشی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۳۵ - ز جانم تو را بنده در بندگی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.