هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از درد هجران و فراق یار مینالد و از او میخواهد که به حال پریشانش توجه کند و از سفر دوباره بپرهیزد. شاعر از عشق و وفاداری سخن میگوید و از غم و اندوهی که بر جانش چیره شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۳۷۴ - تو خود به حال پریشان ما نظر نکنی
تو خود به حال پریشان ما نظر نکنی
به کنج کلبه احزان ما گذر نکنی ۱
بیا که از غم هجرت به جان رسید دلم
به شرط آنکه ز پیشم دگر سفر نکنی ۲
به لطف بنده نواز تو چشم آن دارم
که گوش با سخن مدعی دگر نکنی ۳
دلا تو تا سر ما را به باد بر ندهی
هوای زلف سیاهش ز سر به در نکنی ۴
میسّرت نشود وصل دوست تا جان را
به پیش ناوک مژگان او سپر نکنی ۵
چو خسرو از لب شیرین دوست در تابی
خود التفات دگرباره با شکر نکنی ۶
ایا نسیم صبا یار بی وفای مرا
ز حال و کار پریشان ما خبر نکنی ۷
ز چشم مست تو صد فتنه در جهان افتاد
چرا به حال خراب جهان نظر نکنی ۸
به کنج کلبه احزان ما گذر نکنی ۱
بیا که از غم هجرت به جان رسید دلم
به شرط آنکه ز پیشم دگر سفر نکنی ۲
به لطف بنده نواز تو چشم آن دارم
که گوش با سخن مدعی دگر نکنی ۳
دلا تو تا سر ما را به باد بر ندهی
هوای زلف سیاهش ز سر به در نکنی ۴
میسّرت نشود وصل دوست تا جان را
به پیش ناوک مژگان او سپر نکنی ۵
چو خسرو از لب شیرین دوست در تابی
خود التفات دگرباره با شکر نکنی ۶
ایا نسیم صبا یار بی وفای مرا
ز حال و کار پریشان ما خبر نکنی ۷
ز چشم مست تو صد فتنه در جهان افتاد
چرا به حال خراب جهان نظر نکنی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷۳ - تا کی از سرکشی وفا نکنی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷۵ - نه درد دلم را دوا می کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.