هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن میگوید و درد دوری از معشوق را بیان میکند. او از جفاهای معشوق شکایت دارد و از او میخواهد که از تندی و بدخویی دست بردارد. شاعر احساس میکند که جانش در فراق معشوق تحلیل رفته و دلش همچون گویی در دستان معشوق است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی در شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۳۸۴ - در ره عشق تو جانی می دهم در جست و جوی
در ره عشق تو جانی می دهم در جست و جوی
بو که مقصودی شود حاصل مرا زین گفت و گوی ۱
هیچ می دانی که بی روی تو جانا در فراق
بر رخ جان می رود ما را ز دیده آب جوی ۲
دل ببردی از من و در پا فکندی این رواست
از من بیچاره ی مسکین چه می خواهی بگوی ۳
این نگار چابک دلبر به میدان از دو زلف
رو به چوگان جفا و دل ببرد از من چو گوی ۴
همچو گوی آخر نگویی تا به کی این خسته دل
در فراق روی تو سرگشته گردم کو به کوی ۵
تا به کی تندی و بدخوی کند با ما نگار
دل به جان آمد ز دست آن نگار تندخوی ۶
ترک بدخویی و تندی کن وگرنه دلبرا
در جهان آشفته گردم بر رخ تو همچو موی ۷
بو که مقصودی شود حاصل مرا زین گفت و گوی ۱
هیچ می دانی که بی روی تو جانا در فراق
بر رخ جان می رود ما را ز دیده آب جوی ۲
دل ببردی از من و در پا فکندی این رواست
از من بیچاره ی مسکین چه می خواهی بگوی ۳
این نگار چابک دلبر به میدان از دو زلف
رو به چوگان جفا و دل ببرد از من چو گوی ۴
همچو گوی آخر نگویی تا به کی این خسته دل
در فراق روی تو سرگشته گردم کو به کوی ۵
تا به کی تندی و بدخوی کند با ما نگار
دل به جان آمد ز دست آن نگار تندخوی ۶
ترک بدخویی و تندی کن وگرنه دلبرا
در جهان آشفته گردم بر رخ تو همچو موی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۸۳ - ای صبا حال دل من پیش دلبر بازگوی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸۵ - گر صد هزار ازین غم و دردم رسد به روی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.