هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از درد فراق و اشتیاق وصال می‌گوید و خود را تسلیم اراده معشوق می‌داند. او از عشق به معشوق به عنوان پناهگاه و پادشاه جهان یاد می‌کند و از ناله‌هایش در غم هجران سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم احساسی سنگین مانند 'خون جگر' و 'غم هجر' مناسب سنین بالاتر است.

شماره ۱۳۸۷ - ای جان و جهان توام پناهی

ای جان و جهان توام پناهی
بر جمله جهان تو پادشاهی ۱

بر عشق رخ تو مردم چشم
در دیده ی ما دهد گواهی ۲

خون جگرم ز دیده پالود
معلوم شود ترا کماهی ۳

شرحش نتوان که خود بگوید
خوناب دو چشم و رنگ کاهی ۴

از ناله ما نرفت در خواب
دوش از غم هجر مرغ و ماهی ۵

خواهم شب وصل تو نگارا
وز جور بکن هر آنچه خواهی ۶

در جمله جهان رهست ما را
از ره مگذر چو مرد راهی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۸۶ - خوشش رنگ و خوشش روی و خوشش بوی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸۸ - چه ساعتی بود آیا که آن چنان ماهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.