هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عدالت و مهربانی معشوق در جهان سخن میگوید، اما از بیعدالتی و جفایی که در دل خود تجربه میکند شکایت دارد. او از دوری معشوق و مهربرداری او گلایه میکند و آرزو میکند که مانند گذشته مورد محبت قرار گیرد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی که در شعر وجود دارد، برای درک و ارتباط بهتر نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۱ - ای که از عدل تو در ملک جهان
ای که از عدل تو در ملک جهان
در میان میش و گرگ است آشتی ۱
این روا باشد که در ملک دلم
شحنه جور و جفا بگماشتی ۲
خود نمی گویی که از درج وصال
مهر مهر من چرا برداشتی ۳
شاد و خندان با وصال دیگری
در غم هجران مرا بگذاشتی ۴
عاقبت به زین توقع داشتم
آنچنان کاوّل مرا می داشتی ۵
در میان میش و گرگ است آشتی ۱
این روا باشد که در ملک دلم
شحنه جور و جفا بگماشتی ۲
خود نمی گویی که از درج وصال
مهر مهر من چرا برداشتی ۳
شاد و خندان با وصال دیگری
در غم هجران مرا بگذاشتی ۴
عاقبت به زین توقع داشتم
آنچنان کاوّل مرا می داشتی ۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۵
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - کدام لطف که در شأن ما نکرد ایزد
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - هرچند که بر جوی ندارم قدرت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.