هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از سرگردانی و عشق خود سخن میگوید و از زلف معشوق به عنوان عاملی برای این سرگردانی یاد میکند. او اظهار میدارد که حاضر است در برابر معشوق مانند گوی به هر سو روان شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیقتر از شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۵۸ - تا چند کنی به عالمم سرگردان
تا چند کنی به عالمم سرگردان
یارب که که گفت که ز ما سرگردان ۱
گر زلف توأم چو گو به چوگان بزند
چون گوی کنم در قدمت سر، گردان ۲
یارب که که گفت که ز ما سرگردان ۱
گر زلف توأم چو گو به چوگان بزند
چون گوی کنم در قدمت سر، گردان ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۷ - پیوسته ز گردش فلک می نرهیم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۹ - در هجر رخت دلم ملولست ز جان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.