هوش مصنوعی:
شاعر به دنبال یافتن گوشهای دور از دنیا برای عزلت و آرامش است. او از خشکی چشم و نبود نور در زندگی شکایت دارد و آرزو میکند چشمانی پر از اشک مانند شمع داشته باشد. همچنین، او از فروپاشی بزم عیش و شادی مانند پراکنده شدن گلها میگوید و تصمیم میگیرد در گلشن دلش مانند غنچهای باز شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شمارهٔ ۱ - آغاز
گر برون از هر دو عالم گوشه ای پیدا کنم
می روم تا عزلتی از مردم دنیا کنم ۱
دیده بی اشگ را چون چشم عینک نور نیست
شمع سان می خواستم چشم تری پیدا کنم ۲
بزم عیش از یک دگر پاشید چون اوراق گل
تا درین گلشن دل چون غنچه رفتم واکنم ۳
می روم تا عزلتی از مردم دنیا کنم ۱
دیده بی اشگ را چون چشم عینک نور نیست
شمع سان می خواستم چشم تری پیدا کنم ۲
بزم عیش از یک دگر پاشید چون اوراق گل
تا درین گلشن دل چون غنچه رفتم واکنم ۳
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۳
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:قصاید
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲ - در استمهال از پرداخت وام فرماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.