هوش مصنوعی:
این متن به ستایش عصر جمشید و آجامیان میپردازد و از فرهجم، آیینهای باستانی، و نقش هوشنگ در گسترش داد و دین سخن میگوید. همچنین به تأثیر آتشکده، زند و اوستا، و حکمتهای کهن اشاره دارد و در نهایت، بر برتری دین هوشنگ و آیین مهر تأکید میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق تاریخی، دینی، و فلسفی است که درک آنها به دانش قبلی دربارهٔ اساطیر ایران باستان نیاز دارد. همچنین، استفاده از واژگان قدیمی و سبک شعری کلاسیک ممکن است برای خوانندگان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
بخش ۹ - سلاله آجامیان
زهی عصر آجامیان سترگ
که جمشید بودی برایشان بزرگ ۱
ازو فرهی یافت کار جهان
که او بد یمه پور ویوانجهان ۲
از آجام مانده عجم یادگار
به آیین جم زنده شد روزگار ۳
کند زند و اوستا بدین زمزمه
که اورمزد گفت سخن با یمه ۴
رهانید قوم خود از زمهریر
که بودند در دشت آری اسیر ۵
بنزد کسی کز خرد آگه است
همانا یمه پور ویوانگه است ۶
خوشا آن شیو نامبردار شاه
که می زیست بر کوهسار سیاه ۷
که دانا کیومرث می خواندش
مگر زنده ی جاودان داندش ۸
همان هورفخشاد ازو شد پدید
که بد نام آن شاه ار پاک شید ۹
تو ای خاک ایران عنبر سرشت
خنک آن که اندر تو بد زردهشت ۱۰
که ادریس و هرمس بد آن نامدار
به گیتی است حکمت از آن یادگار ۱۱
ازو فرهی یافت روی زمین
که او بود هوشنگ با داد و دین ۱۲
ازو ماند آیین جشن سده
پدیدار ازو گشت آتشکده ۱۳
همان نامه ی آسمانی ازوست
که موبد همی خواندش زند و اوست ۱۴
پدیدار کرده ره بندگی
مراعات کرده حق زندگی ۱۵
چه خوش گفت پرویز شاه کیا
چو با قیصر روم زد کیمیا ۱۶
که ما را ز دین کهن ننگ نیست
به گیتی به از دین هوشنگ نیست ۱۷
همه راه دادست و آیین مهر
نظر کردن اندر شمار سپهر ۱۸
که جمشید بودی برایشان بزرگ ۱
ازو فرهی یافت کار جهان
که او بد یمه پور ویوانجهان ۲
از آجام مانده عجم یادگار
به آیین جم زنده شد روزگار ۳
کند زند و اوستا بدین زمزمه
که اورمزد گفت سخن با یمه ۴
رهانید قوم خود از زمهریر
که بودند در دشت آری اسیر ۵
بنزد کسی کز خرد آگه است
همانا یمه پور ویوانگه است ۶
خوشا آن شیو نامبردار شاه
که می زیست بر کوهسار سیاه ۷
که دانا کیومرث می خواندش
مگر زنده ی جاودان داندش ۸
همان هورفخشاد ازو شد پدید
که بد نام آن شاه ار پاک شید ۹
تو ای خاک ایران عنبر سرشت
خنک آن که اندر تو بد زردهشت ۱۰
که ادریس و هرمس بد آن نامدار
به گیتی است حکمت از آن یادگار ۱۱
ازو فرهی یافت روی زمین
که او بود هوشنگ با داد و دین ۱۲
ازو ماند آیین جشن سده
پدیدار ازو گشت آتشکده ۱۳
همان نامه ی آسمانی ازوست
که موبد همی خواندش زند و اوست ۱۴
پدیدار کرده ره بندگی
مراعات کرده حق زندگی ۱۵
چه خوش گفت پرویز شاه کیا
چو با قیصر روم زد کیمیا ۱۶
که ما را ز دین کهن ننگ نیست
به گیتی به از دین هوشنگ نیست ۱۷
همه راه دادست و آیین مهر
نظر کردن اندر شمار سپهر ۱۸
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۸
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۸ - سلاله آبادیان
گوهر بعدی:بخش ۱۰ - سلاله ی فریدون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.