هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و سرگشتگی خود سخن میگوید. او از عشقی بیپایان و درد بیدرمانی که به آن دچار شده، صحبت میکند. عشق به معشوقی با جمال بینظیر، او را به حیرت و سرگردانی کشانده است. شاعر از رنج هجران و فراق میگوید و اینکه چگونه در این راه، جان و دل خود را از دست داده است. در نهایت، او به فنا و بقای خود در راه عشق اشاره میکند و خود را شایستهٔ معشوق میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر مانند فنا و بقا ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۹۹ - تا ز سر عشق سرگردان شدم
تا ز سر عشق سرگردان شدم
غرقهٔ دریای بی پایان شدم ۱
چون دلم در آتش عشق اوفتاد
مبتلای درد بی درمان شدم ۲
چون سر و کار مرا سامان نماند
من ز حیرت بی سر و سامان شدم ۳
عاشق صاحب جمالی شد دلم
کز کمال حسن او حیران شدم ۴
تا بدیدم آفتاب روی او
بر مثال ذره سرگردان شدم ۵
چون نبودم مرد وصلش لاجرم
مدتی غمخوارهٔ هجران شدم ۶
مدتی رنجی کشیدم در جهان
جان و دل درباختم سلطان شدم ۷
همچو مرغی نیم بسمل در فراق
پر زدم بسیار تا بی جان شدم ۸
چون به جان فانی شدم در راه او
در فتا شایستهٔ جانان شدم ۹
چون بقای خود بدیدم در فنا
آنچه میجستم به کلی آن شدم ۱۰
رستم از عار خود و با یار خود
بی خود اندر پیرهن پنهان شدم ۱۱
تا که عطار این سخن آزاد گفت
بندهٔ او از میان جان شدم ۱۲
غرقهٔ دریای بی پایان شدم ۱
چون دلم در آتش عشق اوفتاد
مبتلای درد بی درمان شدم ۲
چون سر و کار مرا سامان نماند
من ز حیرت بی سر و سامان شدم ۳
عاشق صاحب جمالی شد دلم
کز کمال حسن او حیران شدم ۴
تا بدیدم آفتاب روی او
بر مثال ذره سرگردان شدم ۵
چون نبودم مرد وصلش لاجرم
مدتی غمخوارهٔ هجران شدم ۶
مدتی رنجی کشیدم در جهان
جان و دل درباختم سلطان شدم ۷
همچو مرغی نیم بسمل در فراق
پر زدم بسیار تا بی جان شدم ۸
چون به جان فانی شدم در راه او
در فتا شایستهٔ جانان شدم ۹
چون بقای خود بدیدم در فنا
آنچه میجستم به کلی آن شدم ۱۰
رستم از عار خود و با یار خود
بی خود اندر پیرهن پنهان شدم ۱۱
تا که عطار این سخن آزاد گفت
بندهٔ او از میان جان شدم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۸ - ای عشق بی نشان ز تو من بی نشان شدم
گوهر بعدی:غزل ۵۰۰ - تا جمال تو بدیدم مست و مدهوش آمدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.