هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ناامیدی و درد درونی خود سخن می‌گوید. او از تلاش‌های بی‌ثمرش در یافتن آرامش و شادی می‌گوید و بیان می‌کند که در طول زندگی خود، جز رنج و حیرت چیزی ندیده است. او از ناتوانی در یافتن درمان برای دردهایش و از دست دادن امید به زندگی بهتر می‌نالد.
رده سنی: 18+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و احساسات پیچیده‌ای مانند ناامیدی و درد درونی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. بنابراین، مناسب برای افراد بالای 18 سال است که توانایی درک و تحلیل چنین مفاهیمی را دارند.

غزل ۵۰۹ - دریغا کانچه جستم آن ندیدم

دریغا کانچه جستم آن ندیدم
نجات تن خلاص جان ندیدم ۱

دلم می‌سوزد از درد و چه سازم
که درد خویش را درمان ندیدم ۲

به کار افتادگی خویش هرگز
ندیدم هیچ سرگردان ندیدم ۳

بگردیدم چو گردون گرد عالم
چو خود واله چو خود حیران ندیدم ۴

شدم چون گوی سرگردان که خود را
حریفی درد در میدان ندیدم ۵

درین حیرت ندارم صبر و غم اینت
که گشتن خویش را قربان ندیدم ۶

درین وادی بسی از پیش رفتم
ولی یک ذره از پیشان ندیدم ۷

کنون از پس شدم عمری ولیکن
سر یک مویی از انسان ندیدم ۸

چو راهی بی نهایت می‌نماید
سر و بن یافتن امکان ندیدم ۹

چو شمعی خویش را در آتش و دود
اگر دیدم به جز گریان ندیدم ۱۰

گزیرم نیست از خوناب دیده
که من هرگز چنین طوفان ندیدم ۱۱

ز عالم شربتی بی خون نخوردم
ز گیتی بی جگر یک نان ندیدم ۱۲

ندیدم در جهان یک ذره شادی
که تا اندوه صد چندان ندیدم ۱۳

چه گر خورشید عمرم بود تاوان
چو بر من تافت جز تاوان ندیدم ۱۴

حکایت چون کنم از ملک یوسف
که من جز چاه و جز زندان ندیدم ۱۵

خطا گفتم بسی دیدم نکویی
ولی خود را سزای آن ندیدم ۱۶

کمال دیگران بر خود چه بندم
که من در خویش جز نقصان ندیدم ۱۷

صدف را آن بود بهتر که گوید
که من در عمر خود باران ندیدم ۱۸

فقیری بایدم همدرد و همدم
که می‌گوید که من سلطان ندیدم ۱۹

تو ای عطار چون اینجا رسیدی
سخن گفتن تورا سامان ندیدم ۲۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۰۸ - عشق بالای کفر و دین دیدم
گوهر بعدی:غزل ۵۱۰ - تا چشم باز کردم نور رخ تو دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.