هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد و رنج عاشق از عشق به معشوق است. شاعر از زیباییها و جذابیتهای معشوق سخن میگوید و از غم و اندوهی که این عشق برایش به ارمغان آورده است شکایت میکند. او از روزگار خوش گذشته یاد میکند و اکنون را پر از غم و شبهای تاریک میبیند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۰ - ای عارض چون روزت روزم به شب آورده
ای عارض چون روزت روزم به شب آورده
وی غمزه جانسوزت جانم به لب آورده ۱
جزعت به جگر خواری دل برده به صد زاری
لعلت به شکر باری شکلی عجب آورده ۲
مهر تب صد غمگین داده ز لب شیرین
وز بهر من مسکین زان مهر تب آورده ۳
دریاب که هم روزی بودم ز سر سوزی
با چون تو جگر دوزی روزی به شب آورده ۴
هم سروی و هم بلبل هم سوسنی و هم گل
ای بر سمن از سنبل شور و شغب آورده ۵
شد حال مجیر از غم بر دف زده در عالم
تو از غم او هر دم چون می طرب آورده ۶
وی غمزه جانسوزت جانم به لب آورده ۱
جزعت به جگر خواری دل برده به صد زاری
لعلت به شکر باری شکلی عجب آورده ۲
مهر تب صد غمگین داده ز لب شیرین
وز بهر من مسکین زان مهر تب آورده ۳
دریاب که هم روزی بودم ز سر سوزی
با چون تو جگر دوزی روزی به شب آورده ۴
هم سروی و هم بلبل هم سوسنی و هم گل
ای بر سمن از سنبل شور و شغب آورده ۵
شد حال مجیر از غم بر دف زده در عالم
تو از غم او هر دم چون می طرب آورده ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹ - ای گرد صبح صادق از مشگ وام کرده
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - از غمزه صد تیر جفا بر جان ما انداختی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.