هوش مصنوعی:
این شعر از ناپایداری و گذرایی دنیا سخن میگوید و اشاره میکند که در این جهان چیزی پایدار نیست. از خونریزی و رنج مردم میگوید و این که دیگر نشانی از شادی و آرامش باقی نمانده است. شاعر به دنبال آرامش و راحتی میگردد، اما در نهایت میفهمد که در این دنیا چیزی جز طمع و ناامیدی باقی نمانده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۶ - یک ذره مهر در ایام مانده نیست
یک ذره مهر در ایام مانده نیست
یک قطره آب در رخ اجرام مانده نیست ۱
تا جام روزگار پر زا خون خلق شد
کس را شراب خوش مزه در جام مانده نیست ۲
گلگونه موافقت و تاب عافیت
در روی دهر و طره ایام مانده نیست ۳
جستم ز خاک صورت راحت زمانه گفت
مرغی طلب مکن که درین دام مانده نیست ۴
دود و شرر مجوی که با سنگ حادثات
قندیل صبح و مجمره شام مانده نیست ۵
زان دیگ مکرمت که جهان پخت پیش ازین
اندر جهان بحز طمع خام مانده نیست ۶
از دهر تا نجات دو صد ساله راه هست
وز خاک تا امید یکی گام مانده نیست ۷
سیمرغ و مردمی بهم اند از برای آنک
زان جز حدیث وزین بحز از نام مانده نیست ۸
دلها ز غم بسوخت مگر خرمی بمرد؟
جم دل شکسته گشت مگر جام مانده نیست؟ ۹
آخر مجیر از همه کامی دهن بشست
وین است چاره چون به جهان کام مانده نیست ۱۰
یک قطره آب در رخ اجرام مانده نیست ۱
تا جام روزگار پر زا خون خلق شد
کس را شراب خوش مزه در جام مانده نیست ۲
گلگونه موافقت و تاب عافیت
در روی دهر و طره ایام مانده نیست ۳
جستم ز خاک صورت راحت زمانه گفت
مرغی طلب مکن که درین دام مانده نیست ۴
دود و شرر مجوی که با سنگ حادثات
قندیل صبح و مجمره شام مانده نیست ۵
زان دیگ مکرمت که جهان پخت پیش ازین
اندر جهان بحز طمع خام مانده نیست ۶
از دهر تا نجات دو صد ساله راه هست
وز خاک تا امید یکی گام مانده نیست ۷
سیمرغ و مردمی بهم اند از برای آنک
زان جز حدیث وزین بحز از نام مانده نیست ۸
دلها ز غم بسوخت مگر خرمی بمرد؟
جم دل شکسته گشت مگر جام مانده نیست؟ ۹
آخر مجیر از همه کامی دهن بشست
وین است چاره چون به جهان کام مانده نیست ۱۰
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۱۰
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - کار عالم نیک دیدم هیچ بر بنیاد نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - از عشوه روزگار فریاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.