هوش مصنوعی:
این شعر از عشق ناامیدانه و درد دل شاعر نسبت به معشوقی سخن میگوید که با وجود جفا و بیوفایی، همچنان قلب شاعر را تسخیر کرده است. شاعر از نابرابری در عشق و انتظار بیپاسخ خود مینالد و از معشوقی میگوید که با وجود ظاهر مهربان و دادگر، به او بیتوجهی میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۵۵ - این چه بند است که بر من غم آن ماه نهاد
این چه بند است که بر من غم آن ماه نهاد
دل من بر دوره خون زد و دیده بگشاد ۱
دل من برد بگفتار دل آزار بتی
که همه فعلش بند است و همه قولش داد ۲
بجفا کردن راد است و بدل دادن زفت
بوفا کردن زفتست و بدل بردن راد ۳
بدهم گفت بتو جان و دل و غم ندهم
این پذیرفت و بداد آن پذیرفت و نداد ۴
از میان همه این خیل بد و دادم دل
از میان همه این قوم بدو بودم شاد ۵
ندهد دل بمن آن ماه و ز من خواهد دل
ندهد داد من از جور و ز من خواهد داد ۶
مهربان بود ندانم ز من او را چه رسید
دادگر بود ندانم که مر او را چه فتاد ۷
که یکی روز بدرویش همی نارد مهر
که یکی ساعت از داد همی نارد یاد ۸
هرگز اوراست ندارد که منم شیفته دل
دل او چون دل من شیفته و تافته باد ۹
که هرانکس که دل اندر کف معشوق نهد
بهمه جور و جفا گوش ببایدش نهاد ۱۰
دل من بر دوره خون زد و دیده بگشاد ۱
دل من برد بگفتار دل آزار بتی
که همه فعلش بند است و همه قولش داد ۲
بجفا کردن راد است و بدل دادن زفت
بوفا کردن زفتست و بدل بردن راد ۳
بدهم گفت بتو جان و دل و غم ندهم
این پذیرفت و بداد آن پذیرفت و نداد ۴
از میان همه این خیل بد و دادم دل
از میان همه این قوم بدو بودم شاد ۵
ندهد دل بمن آن ماه و ز من خواهد دل
ندهد داد من از جور و ز من خواهد داد ۶
مهربان بود ندانم ز من او را چه رسید
دادگر بود ندانم که مر او را چه فتاد ۷
که یکی روز بدرویش همی نارد مهر
که یکی ساعت از داد همی نارد یاد ۸
هرگز اوراست ندارد که منم شیفته دل
دل او چون دل من شیفته و تافته باد ۹
که هرانکس که دل اندر کف معشوق نهد
بهمه جور و جفا گوش ببایدش نهاد ۱۰
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۰
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴ - بباغ برگ بدینار جعفری ماند
گوهر بعدی:شماره ۵۶ - اگر بمهر من آن ماه را نیاز آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.