هوش مصنوعی: در این متن، شاعر از رهایی از تعلقات دنیوی و عشق به معشوق حقیقی سخن می‌گوید. او از دوری از خودی و رسیدن به حقیقت وجودی خود، و همچنین از انتخاب راه عشق و معنویت به جای ظواهر دنیوی و مادیات صحبت می‌کند. شاعر به این نتیجه می‌رسد که تنها راه رسیدن به حقیقت، رها کردن خودی و تعلقات دنیوی و انتخاب راه عشق و معنویت است.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۶۰۱ - ما بار دگر گوشهٔ خمار گرفتیم

ما بار دگر گوشهٔ خمار گرفتیم
دادیم دل از دست و پی یار گرفتیم ۱

دعوی دو کون از دل خود دور فکندیم
پس در ره جانان پی اسرار گرفتیم ۲

از هر دو جهان مهر یکی را بگزیدیم
و از آرزوی او کم اغیار گرفتیم ۳

گفتند خودی تو درین راه حجاب است
ترک خودی خویش به یکبار گرفتیم ۴

ای بس که چو پروانهٔ پر سوخته از شمع
در کوی رجا دامن پندار گرفتیم ۵

از کعبهٔ جان چون که ندیدیم نشانی
از کعبهٔ ظاهر ره خمار گرفتیم ۶

از خرقه و تسبیح چو جز نام ندیدیم
چه خرقه چه تسبیح که زنار گرفتیم ۷

زین دین به تزویر چو دل خیره فروماند
اندر ره دین شیوهٔ کفار گرفتیم ۸

چون هرچه جز او هست درین راه حجاب است
پس ما به یقین مذهب عطار گرفتیم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۰۰ - ما ترک مقامات و کرامات گرفتیم
گوهر بعدی:غزل ۶۰۲ - هر آن نقشی که بر صحرا نهادیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.