هوش مصنوعی:
شاعر از غم و رازهای نهفته در دلش میگوید و اشکهایش به زبان حال با مردم سخن میگویند. گلهای روی چهرهاش نماد شکوفایی رازهای پنهان اوست.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استفاده از استعارههای ادبی است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک ادبی بالاتر است.
شماره ۳۰ - چشمم ز غمت بهر عقیقی که بسفت
چشمم ز غمت بهر عقیقی که بسفت
بر چهره هزار گل ز رازم بشکفت ۱
رازی که دلم ز جان همی داشت نهفت
اشکم بزبان حال با خلق بگفت ۲
بر چهره هزار گل ز رازم بشکفت ۱
رازی که دلم ز جان همی داشت نهفت
اشکم بزبان حال با خلق بگفت ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - با آنکه دلم از غم هجرت خونست
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - نیمی ز تنم برنج و نیمی بشکنج
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.