خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از عشق به معشوقی میگوید که نه خندهای بر لب دارد و نه اشکی از چشمانش جاری میشود. او از این وضعیت متحیر است و نه شاد است و نه غمگین. دل او دیگر وجود ندارد و شادی و غمش نیز از بین رفتهاند.
متن دارای مفاهیم عاطفی و عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۹۶ - گویند مرا ز عشق آن تازه صنم
گویند مرا ز عشق آن تازه صنم
نه خندی و نه ز دیدگان باری نم ۱
گفتم متحیرم نه شادم نه دژم
کنم نیست دل و ز دل بود شادی و غم ۲
نه خندی و نه ز دیدگان باری نم ۱
گفتم متحیرم نه شادم نه دژم
کنم نیست دل و ز دل بود شادی و غم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵ - با چشم و لبت شرنگ و شکر بینم
گوهر بعدی:شماره ۹۷ - تا دور شدی تو از من ای سرو روان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.