خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که در سکوت نشسته است، اما با یادآوری جدایی معشوق، فریاد میزند. او تأکید میکند که از عشق معشوق دست نمیکشد، زیرا عشق را به جان نمیفروشد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۵ - تا همبر من نشسته خاموشم
تا همبر من نشسته خاموشم
چون یاد آرم فراق تو بخروشم ۱
از من نرهی که هست چندان هوشم
کان را که بدل خرم بجان نفروشم ۲
چون یاد آرم فراق تو بخروشم ۱
از من نرهی که هست چندان هوشم
کان را که بدل خرم بجان نفروشم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - ما دل ز وفا و مهر تو برداریم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - تا بنده آن رخان تابنده شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.