شاعر در این متن از رنجها و سختیهایی که متحمل شده سخن میگوید، اما با وجود همه این مشکلات، خود را پروردهی لطف و مهربانی میداند که از سوی معشوق یا پروردگارش دریافت کرده است. او بیان میکند که حتی اگر غم و غصه دنیا را ویران کند، باز هم به دلیل وابستگی به آب و خاکی که از آن پرورش یافته، احساس آرامش میکند. همچنین، شاعر از حس غبن و ناراحتی خود میگوید که به دلیل تعلق داشتن به کسی که او را آفریده است.
متن دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۹ - شاها سموم فاقه نهالی من بسوخت
آبیم ده ز لطف که پرورده ی توام ۱
گر عالمم خراب کند غصه کی بود
چون ز آب و خاک نطق بر آورده ی توام ۲
در دست چرخ ناکس چون من بسی است لیک
زان است غبن من که به کس کرده ی توام ۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.