خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق و وابستگی شدید به معشوق سخن میگوید، به طوری که حتی خاک درگاه او را مفرش خود ساخته و عمر خود را به باد داده است. او از معشوق میخواهد که رخ زیبای خود را نشان دهد تا مبادا عشقش او را نابود کند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند از دست دادن عمر و آتش عشق نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۱۱۲ - از خاک درت ساخته ام مفرش خویش
از خاک درت ساخته ام مفرش خویش
بر خیره به باد داده عمر خوش خویش ۱
بنمای به من تو آن رخ مهوش خویش
هان تا نبرم آب تو از آتش خویش ۲
بر خیره به باد داده عمر خوش خویش ۱
بنمای به من تو آن رخ مهوش خویش
هان تا نبرم آب تو از آتش خویش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱ - ای زلف تر از سوسن و گل مفروش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳ - گه بر رخ آن مهرگیا بازم عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.