هوش مصنوعی:
شاعر در این بیتها از عشق و فراق سخن میگوید و از درد دوری و ناکامی در عشق شکایت میکند. او خطاب به دل خود میگوید که چشمانش از جستجوی نظر یار خسته شده و جانش به خون دلش آغشته شده است. همچنین اشاره میکند که هرجا برود، بختش با او همراه است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای شعری کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۱۱۶ - چشم از نظری هلاک تو جست ای دل
چشم از نظری هلاک تو جست ای دل
جان دست به خون تو فرو شست ای دل ۱
در زلف منم از آنچه بودی هرگز
هر جا که روی بخت تو باتست ای دل؟ ۲
جان دست به خون تو فرو شست ای دل ۱
در زلف منم از آنچه بودی هرگز
هر جا که روی بخت تو باتست ای دل؟ ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵ - زین یک دو سه پیمانه میازار ای دل
گوهر بعدی:شماره ۱۱۷ - از علم و عمل چشم و چراغی دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.