خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر ابتدا گروهی را مانند خود می‌پنداشت و خون را به جای شراب و ژاژ (سخنان بی‌اساس) را به جای سخن می‌دانست، اما با باز شدن چشم خردش از طریق تجربه، دریافت که همه چیز آن‌گونه که او تصور می‌کرد نبوده است.

متن دارای مفاهیم فلسفی و انتزاعی است که درک آن‌ها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌هایی مانند 'خون را می و ژاژ را سخن دانستم' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۸ - ای طایفه را چو خویشتن دانستم

ای طایفه را چو خویشتن دانستم
خون را می و ژاژ را سخن دانستم ۱

چون تجربه چشم خردم باز گشاد
جمله نه چنان بود که من دانستم ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۳۲۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۷ - از علم و عمل چشم و چراغی دارم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹ - ای چرخ فلک قد بخم از زلف توام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.