هوش مصنوعی:
شاعر از عشق و غم خود میگوید و بیان میکند که با وجود دوری از معشوق، عشقش پایدار است. او از معشوق میخواهد که حتی اگر دلی برای او ندارد، حداقل بگوید که نرود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۵۱ - رفتم ز درت دل به غمت کرده گرو
رفتم ز درت دل به غمت کرده گرو
بردم ز درت عشق کهن با غم نو ۱
هر چند ز دل نباشد ای جان جهان
چه کم شود از تو گر بگوئی که مرو ۲
بردم ز درت عشق کهن با غم نو ۱
هر چند ز دل نباشد ای جان جهان
چه کم شود از تو گر بگوئی که مرو ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۰ - در راه یگانگی نشان ما کو
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲ - ای دولت و دین را به سزا شاهنشاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.